بررسی نقش شبکه های اجتماعی در بازاریابی با استفاده از چارچوب تیلور و اوکازاکی (مطالعه موردی)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

دانشگاه تهران

چکیده

این تحقیق به تحلیل دیدگاه‌ مدیران بازاریابی در رابطه ‌با راهبردهای آنها در استفاده از شبکه‌های اجتماعی پرداخته است. مواجهه موفق کسب و کارها با شبکه های اجتماعی، نیازمند فهم تفکر راهبردی مدیران این حوزه است؛ چراکه بدون آشنایی با این تفکر نمی‌توان استفاده و عدم استفادۀ کسب و کارها از این شبکه‌ها را در داخل کشور تحلیل کرد. مسئله استفادۀ موفق از شبکه‌های اجتماعی و چالش‌ها و فرصت‌های پیش روی مدیران در این شبکه‌ها، محققان را بر آن داشت تا این تحقیق را شکل دهند. هدف تحقیق حاضر، اولا توسعه مدل مفهومی بازاریابی در شبکه های اجتماعی از تیلور و اوکازاکی (2013)، بر اساس ویژگی کسب و کارهای اینترنتی کشور و تعیین مزایا و موانع راهبردهای بازاریابی کسب و کارها در این فضا بوده است. محققان برای دستیابی به این هدف از روش تحلیل تِم استفاده کرده و داده‌های خود را بر پایۀ مصاحبه‌های عمیق با 13 مدیر بازاریابی شرکت‌هایی که از شبکه‌های اجتماعی برای تبلیغات استفاده می کردند به‌دست آورده‌اند. این تحقیق با استفاده از توسعه چارچوب مفهومی بازاریابی در شبکه‌های اجتماعی از تیلور و اوکازاکی (2013)، سعی کرده درک درستی از نقش شبکه‌های اجتماعی در بازاریابی در قالب سه تِم اصلی قابلیت شبکه، انتقال تصویر و توسعۀ شخصیو 18 تِم فرعیِ ایجاد و حفظ تعامل با مشتری، ایجاد منابع جدید، افزایش سرمایۀ اجتماعی، هزینۀ کم تبلیغات، افزایش سرعت عملیاتی شدن ایده‌ها، ظرفیت نامحدود بازاریابی، نفوذ گستردۀ شبکه‌های اجتماعی، شبکه‌های اجتماعی برای شهرت نام تجاری، انتقال تصویر منفی، ناکامی در آفرینش و ارتقای نام تجاری در شبکه‌های اجتماعی، افزایش تبلیغات توصیه‌ای، افزایش وفاداری به نام تجاری، فرامکانی‌بودن شبکه‌های اجتماعی، فرهنگ، افزایش بازدهی سرمایه‌گذاری در شبکه‌های اجتماعی، دسترسی آسان به مخاطب، استفاده از پیام‌رسان مؤثر و وابستگی مخاطب به شبکه‌های اجتماعی ارائه کند.

کلیدواژه‌ها